بلاک چین

بلاک چین چطور می تواند جامعه را بر هم بریزد؟

بلاک چین چطور می تواند جامعه را بر هم بریزد؟
نوشته شده توسط xan

موضوع اصلی در مورد بلاک چین ، اعتماد است.

امروزه، جامعه و اقتصاد جهانی بر اساس اعتمادی که به واسطه ها داریم اداره می شوند. واسطه هایی نظیر بانک ها، دولت ها و شرکت های بزرگ اینترنتی مثل گوگل و فیسبوک و تویتر و … در دنیای کسب و کار، برخی از بزرگ ترین شرکت ها و عظیم ترین ثروت ها از طریق تبدیل شدن به یک واسطه به دست می آیند. واسطه ها یک تراکنش را به سرانجام می رسانند و سهم خود را از این بین بر می دارند.

تپسکات می گوید چنین واسطه هایی واقعا کار بزرگی انجام می دهند اما محدودیت هایی نیز دارند:

آن ها هزینه بر هستند.

همه چیز را کُند می کنند.

هر آنچه مرکزیت پیدا می کند آسیب پذیر است.

اما بالاتر از همه، آن ها «سود ناهمگامی بر می دارند» بابت آنچه که ارائه داده اند. به بیان ساده تر:

بابت ارزش اندکی که اضافه می کنند، پول کلانی به جیب می زنند. بهترین کالای آن ها اعتماد است و این اعتماد بر مبنای آن شکل گرفته که تصور می شود آن ها برای همیشه وجود دارند.

بلاک چین اما یک نوع دیگری به مسئله اعتماد نگاه می کند: مرکزیتی ندارد و توسط عموم جامعه اداره می شود، بنابراین هیچکس نمی تواند به آن دسترسی پیدا کرده و یا تغییری در آن ایجاد کند.

چنین مسئله ای سبب می شود که واقعا ارزش اعتماد کردن را داشته باشد تا جایی که The Economist  (هفته‌نامه ­ای خبری و بین‌المللی) به آن برچسب «ماشین اعتماد» را داده و وال استریت ژورنال آن را «دموکراسی اعتماد» می خواند.

این شکل از اعتماد می تواند سبب پدید آمدن نوعی واحد پولی جدید و یا ثبت رای به صورت عادلانه، ثبت مطمئن مدارک و یا انتقال ارزش های دیجیتالی بدون پرداخت هیچ بها و با بالاترین میزان امنیت شود.

از آنجایی که بسیاری از شرکت ها فقط با قرار گرفتن در میان دو معامله سود کلانی به جیب می زنند، پدید آمدن چنین فناوری مهمی می تواند معادلات بسیاری از صنایع را بر هم زند.

 تپسکات می گوید: «بلاک چین قرار است تاثیر عمیقی روی کسب و کارها در سراسر دنیا بگذارد.»

و این موضوع مختص به صنایع بسیاری قدیمی نمی شود؛ تپسکات می گوید حتی مدل های کسب و کاری که 4 یا 5 سال قدمت دارند هم تحت تاثیر آن قرار خواهند گرفت.

برای مثال Uber (یک سرویس دهنده تاکسیرانی) را در نظر بگیرید. اوبر هم یک واسطه است که پول را از مسافر می گیرد و به راننده می دهد و در این بین تنها کاری که می کند، پیدا کردن یک ماشین برای مسافری است که در خیابان منتظر است.

اوبر تمام اطلاعات و سوابق راننده ها و مسافرانش را دارد و اطلاعات حساب و نوع پرداختشان را می داند. در آینده، تمامی این اطلاعات توسط بلاک چین اداره می شود (یا سرویسی که بر پایه آن شکل گرفته باشد) بدون آنکه اطلاعاتی در دسترس کسی قرار بگیرد.

به منظور اینکه با نحوه کاری این شیوه بیشتر آشنا شویم، بگذارید مثال هایی را توضیح دهیم که ابتدای مطلب به آن ها اشاره شد.

شبکه توزیع انرژی

به شیوه ای مشابه، شبکه های تولید انرژی امروزه توسط مراکز اداره می شوند، مراکزی که روی توزیع انرژی کنترل دارند و آن را مدیریت می کنند. با این حال، پیشرفت قابل توجه انرژی های تجدید پذیر مثل انرژی خورشیدی و یا حتی پیشرفت باتری ها، سبب می شود تا شبکه های توزیع محلی کوچکی به وجود بیاید.

بنابراین، اگر شما در خانه یا محل کار خودتان انرژی تولید می کنید، می توانید آن را درون باتری ها ذخیره کرده و هر زمان به آن نیاز داشتید، استفاده کنید. حتی می توانید آن را به همسایه تان بفروشید!

چنین اتفاقی می تواند منجر به حفظ انرژی و جلوگیری از هدر رفت آن شود. چون انرژی هر چه مسافت بیشتری طی کند، هدر رفت بیشتر و هزینه بیشتری خواهد داشت. با این شیوه، دیگر واسطه ای هم وجود ندارد و مردم می توانند خودشان خرید و فروش کنند.

در حال حاضر، شرکت های تولیدکننده انرژی حلقه اتصال مورد اعتماد میان کاربر و نیازش (انرژی) هستند. چون آن ها زیرساخت را کنترل می کنند، بنابراین سهم خودشان را هم بر می دارند.

بلاک چین چطور می تواند جامعه را بر هم بریزد؟

بانک ها

به شیوه ای مشابه، شبکه های تولید انرژی امروزه توسط مراکز اداره می شوند، مراکزی که روی توزیع انرژی کنترل دارند و آن را مدیریت می کنند. با این حال، پیشرفت قابل توجه انرژی های تجدید پذیر مثل انرژی خورشیدی و یا حتی پیشرفت باتری ها، سبب می شود تا شبکه های توزیع محلی کوچکی به وجود بیاید.

بنابراین، اگر شما در خانه یا محل کار خودتان انرژی تولید می کنید، می توانید آن را درون باتری ها ذخیره کرده و هر زمان به آن نیاز داشتید، استفاده کنید. حتی می توانید آن را به همسایه تان بفروشید!

چنین اتفاقی می تواند منجر به حفظ انرژی و جلوگیری از هدر رفت آن شود. چون انرژی هر چه مسافت بیشتری طی کند، هدر رفت بیشتر و هزینه بیشتری خواهد داشت. با این شیوه، دیگر واسطه ای هم وجود ندارد و مردم می توانند خودشان خرید و فروش کنند.

در حال حاضر، شرکت های تولیدکننده انرژی حلقه اتصال مورد اعتماد میان کاربر و نیازش (انرژی) هستند. چون آن ها زیرساخت را کنترل می کنند، بنابراین سهم خودشان را هم بر می دارند.

ژورنالیسم

تپسکات می گوید که مشابه به صنعت موسیقی، بلاک چین می تواند ژورنالیسم را هم دستخوش تغییر کند. برای مثال بابت هر داستان، خبر یا مقاله ای که خوانده می شود، خواننده باید یک دهم پنی (یک صدم دلار) پرداخت کند.

نتیجه این می شود که خواننده تصمیم میگیرد کدام مطلب حائز اهمیت و سرمایه است و بابت آن هزینه می کند. از نگاه تپسکات شاید این راه مقابله با اخبار جعلی در برابر اخبار واقعی و ارزشمندی باشد که ژورنالیست ها تولید می کنند.

البته از نگاه حرفه ای تر، چنین اقدامی ممکن است بیشتر به سود نویسنده های پر طرفدار باشد و اخبار حائز اهمیت ولی کم طرفدار دنیای امروز کمتر دیده شوند.

صنعت موسیقی

با وجود اینترنت، دیگر چه نیازی به ناشرین و کسانی است که می توانند موسیقی را به دست کاربر برسانند؟ موزیسین خودش به تنهایی می تواند موسیقی را به دست هر کاربری در هر نقطه از جهان برساند.

در دنیای امروزی، موسیقی آن ها به رایگان در اینترنت پخش می شود و ارزش کار آن ها به صفر می رسد. اما با بلاک چین هر قطعه موسیقی ارزش خود را حفظ می کند و حقوق مربوط به آن هم به صاحب اثر پرداخت می شود.

منبع:سایتJeeb

درباره نویسنده

xan

xan
Student of pure mathematics
Interested in the technology of the day and cyberspace

نظر بدهید