بلاک چین مقالات

تاثیر بیت کوین و بلاک چین در تغییر جهان پیرامون ما (1)

The background of a magnificent city
نوشته شده توسط kazem

پدیده‌های مهمی در طول تاریخ بشریت میزان مقاومت و آمادگی ما را در برابر تغییر مورد ارزیابی قرار داده اند. بیت کوین هم یکی از این پدیده‌هاست که در سال‌های اخیر سروصدای زیادی به پا کرده است. این فناوری اگرچه نتوانسته از تمام پتانسیل‌های بلاک چین استفاده کند، ولی هنوز نویدبخش به نظر می‌رسد و می‌تواند آینده‌ی بشریت را دستخوش تغییر کند.

درست مشخص نیست که انسان‌ها از چه زمانی دست به رمزنگاری پیام‌ها و اطلاعات زده اند تا آن‌ها را از چشم خوانندگان ناخواسته مخفی کنند؛ اما می‌توان حدس زد که این کار به اندازه‌ی خود شکل نوشتاری زبان قدمت داشته باشد. برای مثال می‌دانیم که ژولیوس سزار با جابجایی ساده‌ی حروف با ژنرال‌های خود حرف می‌زد. او هر کاراکتر را سه گام در الفبا عقب می‌برد تا کلمات در شکل ظاهری بی‌معنا شود.

یونانیان باستان، خصوصا اسپارتان‌هایی که تفکر نظامی داشتند، از دستگاهی به نام اسکیتال استفاده می‌کردند که اجازه می‌داد متن‌های مخفی را روی تکه‌ای چرم نوشته و آن را دور استوانه‌ای با اندازه مشخص بپیچانند تا حروف به ترتیب خاصی مرتب شود. قصه‌های مربوط به جنگ‌های ایران و یونان پر از پیام‌های مخفیانه است. برای نمونه هیس‌تیه فرمانده‌ای بود که به گفته‌ی هردوت موی سر برده‌ی موردعلاقه‌اش را تراشید و از او خواست تا پیغامی روی سرش تتو کند که تا مردم را به انقلاب در شهر ملط تشویق نماید.

وقتی موی برده دوباره درآمد، او را به شهر فرستادند و به او گفتند وقتی به مقصد رسید از گیرنده بخواهد سرش را بتراشد تا بتواند پیام را بخواند.

این تدابیر شدید امنیتی به خاطر ترس از سیستم نظارتی حکومت‌ها اتخاذ می‌شد. پادشاه ایران راه‌ها و جاده‌ها را کنترل می‌کرد، و می‌توانست هر پیامی را بررسی کند. فن رمزنگاری از همان ابتدا تکنیکی نظامی و ابزاری برای تضعیف قدرت‌های موجود بود.

البته ارزش رمزنگاری از همان ابتدا به عنوان تیغی دو لبه شناسایی شد.

کارآمدی این ابزار نیز مثل سایر اسلحه‌ها به توانایی طرفین در رمزگشایی آن بستگی داشت. این موازنه تا مدت‌ها حفظ شد، و طرفین سعی کردند رمزنگاری طرف مقابل را بگشایند. در جنگ جهانی اول هم یک رمزگشایی بود که باعث شد آمریکا وارد درگیری شود، چون سرویس‌های اطلاعاتی بریتانیا متوجه شدند که نیروهای آلمان و مکزیک قصد دارند با یکدیگر متحد شوند.

در ماه‌های پایانی جنگ جهانی اول، شکسته شدن سیستم رمزنگاری ADFGVX آلمان‌ها توسط رمزنگاران فرانسوی موجب شد نیروهای متفقین از حمله‌ی نهایی آلمان‌ها به پاریس جلوگیری کنند.

رمزنگاری

رمزنگاری برای اولین بار در سطح گسترده در جنگ جهانی دوم از طرف نیروهای رایش سوم و در قالب ماشین انیگما به کار گرفته شد. سپس به شکل کامپیوتر Colossus درآمد که اولین کامپیوتر الکترونیکی قابل برنامه‌ریزی بود و برای شکستن سیستم رمزنگاری Lorenz آلمان‌ها طراحی شد. اختراع و موفقیت نهایی کدشکنان Bletchley در مقابل رقبای نازی خود، اولین پیروزی سیستم‌های دیجیتال بر نیروهای فیزیکی بود. Lorenz SZ42 ماشینی بسیار بزرگ و پیچیده از چرخ‌دنده‌ها بود که تا سال‌ها کدشکنان را مغلوب خود ساخته بود.

Lorenz SZ42

ولی این دستگاه تا پایان جنگ به طور کامل رمزگشایی شد. خود Colossus تاثیر چندانی روی آینده‌ی کامپیوترها نگذاشت، ولی باعث شد حوزه‌ی رمزنگاری به طور کلی متحول شود. چون چیزی که دیجیتالی باشد نهایتا قابل توزیع است، هرچند تا رشد اینترنت در دهه‌ی ۱۹۹۰ طول کشید تا همه متوجه این حقیقت شوند.

در سال ۱۹۹۱، یک محقق امنیتی کامپیوتر به نام فیل زیمرمن برنامه‌ای به نام PGP) Pretty Good Privacy)ساخت که به کاربران کامپیوترهای خانگی اجازه می‌داد ایمیل‌های خود را با استفاده از ترکیبی از چند الگوریتم معروف رمزنگاری کنند. چیزی که باعث شد PGP از یک نرم‌افزار ساده‌ی خانگی به پدیده‌ی بحث‌برانگیز آن دوران تبدیل شود نه نحوه‌ی ساخت این برنامه، بلکه شکل توزیعش بود. از زمان جنگ جهانی دوم، کشورها مجبور شدند رمزنگاری را از نظر قانونی به عنوان یک اسلحه در نظر بگیرند؛ رمزنگاری هم مثل سایر مهمات جنگی تحت لوای چیزی به نام قانون کنترل صادرات اسلحه قرار گرفت.

در زمان انتشار PGP، همه‌ی سیستم‌های رمزنگاری که از کلیدی بزرگ‌تر از ۴۰ بیت استفاده می‌کردند – رشته‌ای تصادفی از اعداد که پیام‌های مخفی را ایمن‌سازی می‌کرد – برای صادر شدن به مجوز نیاز داشتند.

PGP از کلیدهایی استفاده می‌کرد که اندازه آن‌ها ۱۲۸ بیت بود و در آن زمان شکستن این کلیدها تقریبا غیرممکن به نظر می‌رسید، بنابراین این فناوری دقیقا همان چیزی بود که مقامات آمریکا نمی‌خواستند به دست کشورهای خارجی بیفتد. زیمرمن هرگز با هدف صادرات PGP آن را ننوشته بود، اما با ترس از این که مبادا برنامه‌اش بلافاصله مسدود شود، آن را برای دوستانش فرستاد و گفت: «می‌خواستم دموکراسی را تقویت کنم و مطمئن شوم که آمریکایی‌ها می‌توانند به حفاظت از حریم خصوصی خود ادامه دهند.»

مدت کوتاهی پس این اتفاق، PGP وارد اینترنت شد و بعد به خارج از مرزهای آمریکا راه یافت. در سال ۱۹۹۳، دولت ایالات متحده تحقیقاتی را در خصوص فعالیت‌های زیمرمن شروع کرد. بعد از آن که رسانه‌ها از وجود این پرونده مطلع شدند، فعالیت زیمرمن به نقطه آغازی برای حرکت فعالان دیجیتالی تبدیل شد که بر حقوق مردم نسبت به حفاظت از رازها و زندگی خصوصی‌شان تاکید داشتند.

زیمرمن نسخه‌ای از کد نرم‌افزار خود را روی کاغذ چاپ کرده و آن را روانه بازار کرد تا هر کسی که خواست بتواند آن را تهیه نماید و خودش این برنامه را بسازد.

او می‌دانست که صادرات محصولات معمولا می‌تواند تحت لوای قانون کنترل مهمات قرار بگیرد و با محدودیت مواجه شود، اما کتاب‌ها تحت حفاظت متمم اول قانون اساسی آمریکا قرار داشتند. گونه‌های مختلف الگوریتم RSA – پروسه‌ی ۱۲۸ بیتیِ موجود در مرکز PGP – روی تی‌شرت‌ها چاپ شد و به طعنه گفته می‌شد که این لباس‌ها هم در گروه مهمات جنگی قرار می‌گیرد. بعضی‌ها از این هم فراتر رفتند و بخشی از کد این برنامه را روی بدن خود تتو کردند.

نبردهای رمزنگاری

جنگ‌های کریپتویی باعث شدند جامعه به ایده‌ی امنیت شخصی – به جای امنیت ملی – پی ببرد و دریابد که در فضای سایبری به دنیایی آزادتر، برابرتر و عادلانه‌تر نیاز دارد.

اتفاق دیگری که باعث ناآرامی گسترده‌ی جامعه شد طرح پیشنهادی دولت آمریکا برای چیپست تلفن‌های همراه بود. چیپست Clipper توسط آژانس امنیت ملی ایالات متحده طراحی شده بود تا امکان رمزنگاری را در اختیار کاربران قرار داده و در عین حال به مقامات دولتی اجازه دهد روی مکالمات مردم شنود داشته باشند. این سیستم نه تنها بستری برای فعالیت هکرها فراهم می‌کرد، بلکه به مقامات فاسد هم اجازه می‌داد از قدرت خود سوء استفاده کنند.

این ایده که دولت عمدا می‌خواهد حریم خصوصی شهروندان خود را تضعیف کند باعث شد بحث و مجادله‌ای به وجود بیاید که بسیار جدی‌تر و مهم‌تر از حمله به PGP بود. عمر Clipper به انتهای دهه‌ی ۱۹۹۰ نرسید و پرونده‌ای که علیه زیمرمن در جریان بود نیز سرنوشت مشابه‌ای داشت. در نتیجه هکرها و فعالان حریم خصوصی اعلام کردند که در جنگ‌های کریپتویی پیروز شده‌اند.

PGP CODE

با این حال واقعه‌ای که از آن با عنوان پیروزی یاد می‌شود باعث شد پرده از حقیقتی وحشتناک برداشته شود:

وقتی مارکو پولو برای اولین بار در سفرش به چین در قرن سیزدهم با پول کاغذی برخورد کرد شگفت‌زده شد. او در کتابش بخش مفصلی را به توضیح و ستایش سیستم پولی چنگیز خان اختصاص داده است. چینی‌ها تا همین اواخر برای معاملات خود از کالاهای ارزشمند مثل شمش‌های مسی و آهنی، سکه‌های طلا، مروارید، نمک و امثالهم استفاده می‌کردند. سیستمی که در زمان مارکو پولو هنوز در اروپا رواج داشت.

ولی قوبلای خان در سال ۱۲۶۰ میلادی اعلام کرد که به جای این‌ها باید از کاغذی استفاده کنند که توسط یک ضرابخانه‌ی مرکزی تهیه شده است. مارکو پولو می‌گوید «شکل این کاغذها به گونه‌ای است که گویی او رازهای علم کیمیاگری را به طور کامل می‌داند. این تکه‌های کاغذ به‌واسطه‌ی فرآیندی دقیق طراحی و چاپ می‌شود، و چنان وقار و قدرتی دارد که انگار از طلا یا نقره‌ی خالص ساخته شده است.»

این فرآیند به درستی شکلی از کیمیاگری بود، چرا که اگرچه در فرآیند چاپ پول ماده به چیز دیگری تبدیل نمی‌شود، ولی مقام و قدرت چنگیز را آن قدر بالا برد که شکست دادن او بیش از پیش مشکل شد: چون او به تنها مرجع اقتصادی موجود در آن دوران بدل گشته بود. کسانی که از پذیرش این ارز جدید سر باز می‌زدند اعدام می‌شدند، و همه‌ معاملات هم از طریق خزانه‌ی دولت صورت می‌گرفت. چنگیز مثل پادشاه ایران می‌دانست که برای کنترل تمام عیار قدرت باید جریان تجارت و اطلاعات را کنترل کرد.

جادوی حقیقی

پردازش و حسابداری از پول – پول فیات که نه ذاتا ارزشمند بلکه به فرمان حکومت‌ها دارای ارزش است – اساسا به معنای دستکاری علامت‌هاست، و افزایش تدریجی و فزاینده‌ی قدرت سرمایه‌داری توسعه‌ی فناوری‌های دستکاری علامت، از حساب‌داری دوگانه اروپایی در زمان رنسانس تا توسعه‌ی پایگاه‌های داده و شبکه‌های الکترونیکی؛ از فناوری‌های فیزیکی تا فناوری‌های مجازی را پیگیری می‌کند.

پول به معنای تبدیل جادویی علامت‌ها به ارزش است. این سیستم برای کار کردن به اعتقاد و باور نیاز دارد.

ارز فیات چیست

در این سیستم‌های اعتقادی، سایر اعتقادات باید گرد هم آمده، و آن دسته از کمیت‌های صنعتیِ باور که برای جان بخشیدن به این سیستم‌های جدید ارزش لازم‌اند، به کمک ایده‌های عجیب و غریب می‌روند؛ خواه این ایده‌ها از طرف پادشاهان واقعی باشد یا دولت‌ها یا اراده‌ی خدشه‌ناپذیر فناوری.

پول سیستم اعتقادی است که پشتوانه‌ی آن زیرساخت‌های دولتی می‌باشد، و این زیرساخت‌ها منبع نیرویی متمرکزند. ولی از زمانی که فناوری‌های رایانشی بیش از آن که مدافع توان دولت باشد، مدافع آزادی افراد شده است – به عبارت دیگر، از زمانی که اسلحه‌های جنگ جهانی دوم بیش از پیش در دست شهروندان عادی قرار گرفت – باقی‌ماندگان جنگ‌های کریپتویی دریافتند که چگونه می‌توانند در سایر کنش‌های قدیمی قدرت نیز دخالت کنند.

ایده‌ی پول دیجیتال و ارزهای مجازی از قبل از جنگ‌های کریپتویی وجود داشت. پول به سمت روش‌های مجازی، ابتدا در دهه‌ی ۱۹۶۰ از طریق خودپردازها و کارت‌های بانکی و بعد به ترویج شبکه‌ها و ارتباطات دیجیتال میان خرده‌فروشان و بانک‌هایی کشیده شد که در دهه‌ی ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ با یکدیگر تعامل داشتند. در آن ایام هر کسی که اطلاعات کمی در زمینه فناوری داشت، می‌توانست به راحتی حدس بزند که دنیا به کدام سو می‌رود.

این اتفاق برای کسانی که دلواپس حریم خصوصی و قدرت‌های فردی بودند، اتفاقی نگران‌کننده بود.

پول دیجیتال هیچ کدام از ویژگی‌های خاص پول نقد را ندارد؛ نمی‌توان آن را خارج از سیستم‌های بانکی ذخیره و مبادله کرد. این اتفاق برای یک رمزنگار یا کسی که درس‌های رمزنگاری را فراگرفته باشد، چیزی شبیه برده‌داری است.

با این حساب، پول دیجیتال واقعی چیست؟

اولین خصوصیت پول دیجیتال این است که باید خصوصی باشد، یعنی هیچ‌کس به جز فرستنده و گیرنده نباید در این نوع تراکنش‌ها حضور داشته باشد: هیچ بانک یا سازمان امنیتی نباید بداند که چه کسی مشغول انتقال پول است. چون هیچ دارایی فیزیکی‌، نظیر اوراق بهادار یا سکه، جابجا نمی‌شود. همچنین تراکنش باید ایمن باشد تا فرستنده بتواند از ارسال پول و گیرنده از دریافت آن اطمینان یابد.

به این ترتیب پول دیجیتال هم از همان حریم خصوصی پول فیزیکی برخوردار می‌شود، و در عین حال مشترکان آن می‌توانند ثابت کنند که تراکنش آن‌ها انجام شده است.

پیدایش عصر دیجیتال

یکی از اولین کاربران پول دیجیتال یک متخصص کامپیوتر آمریکایی به نام دیوید چام بود.

چام باور داشت که مشکل حریم خصوصی و امنیت رمز ارزها می‌تواند از طریق رمزنگاری برطرف شود. رمزنگاری در این جا یعنی فرآیند مخفی کردن پیام‌هایی که بین دو طرف، فرستنده و گیرنده، انجام می‌شود تا هیچ‌کس نتواند آن‌ها را بخواند. راهکار چام برای حل مشکل این بود که هر دو طرف تراکنش را با یک کلید خصوصی امضا کنند؛ این کلید خصوصی شبیه امضایی دیجیتال است که قابل جعل یا حدس زدن نیست. به این ترتیب، هر دو طرف می‌توانند تراکنش را اعتبارسنجی کنند. به‌علاوه، آن‌ها از طریق کانال‌های رمزنگاری‌شده با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند تا هیچ‌کس نتواند تراکنش آن‌ها را ببیند.

دیوید چام

سیستم چام عملی بود و چند شرکت و یک بانک آن را در سامانه‌های خود به کار گرفتند، ولی این روش هرگز به اندازه کافی مطرح نشد.

شرکت خود چام به نام دیجی‌کَش در سال ۱۹۹۸ ورشکسته شد چرا که او انگیزه کمی برای ایستادگی در برابر قدرت فزاینده‌ی کارت‌های اعتباری داشت. چام فهمیده بود مردم نمی‌دانند که دارند در شبکه‌های دیجیتالی چه چیزی را از دست می‌دهند و پولی که در جریان قرار داشت چقدر متمرکز شده بود.

او در سال ۱۹۹۹ گفت:

با گسترش فضای وب، متوسط سطح پیچیدگی کار کاربران کاهش پیدا کرده است. توضیح اهمیت حریم خصوصی برای مردم امری مشکل است.

با این حال بعضی‌ها، از جمله کسانی که در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ درگیر جنگ‌های کریپتویی بودند، ارزش حریم خصوصی را درک می‌کردند.

گروهی که بعدها با نام سایفرپانک معروف شد ابتدا در سن فرانسیسکو گرد هم جمع شدند، و بعد به فضای آنلاین رفتند تا با استفاده از ابزارهای چام به تضعیف دولت‌ها بپردازند. ایده‌های چام درباره حریم خصوصی و امنیت از همان ابتدا با جامعه و تغییرات حاصل از فرآیند دیجیتالی شدن ارتباط تنگاتنگی داشت.

کامپیوتری شدن

او در سال ۱۹۸۵ گفت «کامپیوتری شدن» توانایی افراد در مشاهده و کنترل شیوه‌ی استفاده از اطلاعات آن‌ها را کاهش می‌دهد. او جامعه‌ای با حضور برادر بزرگ‌تر را پیش‌بینی کرد که در آن اطلاعات همه موجود است ولی خود مردم نمی‌دانند چه اطلاعاتی در رابطه با آن‌ها نگهداری می‌شود.

با وجود این، چام مجبور شد برای ادامه‌ی حیات دیجی‌کش با شرکت‌های موجود همکاری کند، و این اتفاق با رویای سایفرپانک‌ها فاصله‌ی زیادی داشت. اریک هیوز، ریاضی‌دان اهل برکلی و یکی از اعضای اولیه‌ی گروه سایفرپانک، در سال ۱۹۹۳ مطلبی به نام «مانیفست سایفرپانک‌ها» را منتشر کرد و اظهار داشت که حریم خصوصی یکی از ملزومات جوامع آزاد است و این حریم خصوصی در شبکه‌های الکترونیکی فقط با استفاده از رمزنگاری دست‌یافتنی است.

مانیفست-کریپتو-آنارشیست

تیم می یکی از دیگر اعضای این گروه و از مدیران سابق شرکت اینتل بود که از هیوز فراتر رفت.

او در مانیفست کریپتو آنارشیست خود گفت:

البته که اراده‌ دولت سعی می‌کند با اعلام نگرانی‌های مربوط به امنیت ملی، استفاده از این فناوری توسط دلالان مواد مخدر یا فراریان مالیاتی و ترس از فروپاشی جامعه، گسترش این فناوری را کُند یا معلق سازد. خیلی از این نگرانی‌ها درست است؛ کریپتو آنارشی باعث می‌شود اسرار ملی آزادانه مبادله شود و بستر معامله‌ی اجناس ممنوعه یا سرقتی را فراهم گردد. این سیستم ناشناس کامپیوتری حتی اجازه می‌دهد بازارهای خطرناکی برای قتل و اخاذی به وجود بیاید. مجرمان گوناگون و عناصر خارجی جزوی از کاربران فعال کریپتونت (شبکه‌ی کریپتو) خواهند بود. اما این عوامل مانع از گسترش کریپتو آنارشی نمی‌شود. همان طور که فناوری چاپ قدرت انجمن‌های قرون وسطایی و ساختار قدرت جامعه را تغییر و آن را کاهش داد، متدهای کریپتویی هم اساسا ماهیت شرکت‌ها و مداخله‌ی دولت در تراکنش‌های اقتصادی را تغییر خواهد داد.

سایفرپانک‌ها در طول دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ در مورد اصولی که می‌تواند آرمان‌شهر آن‌ها را به واقعیت تبدیل کند بحث‌های زیادی انجام دادند و کم‌کم مشخص شد که از نظر فنی چه نوآوری‌هایی برای ایجاد رمز ارزها لازم است.

یکی از بزرگ‌ترین موانع انجام این کار مشکل خرج دوباره بود. پول فیزیکی را نمی‌شد دو بار خرج کرد؛ چون وقتی پول را به یک نفر می‌دهید، نمی‌توانید در آن واحد آن را به یک نفر دیگر منتقل کنید. مشکل ارزهای مجازی این بود که اگرچه رمزنگاری تضمین می‌کرد که این تکه از اطلاعات شکلی از پول است و به یک شخص خاص تعلق دارد، ولی نمی‌توان مشخص کند که این اطلاعات کپی و جای دیگری وارد جریان بازار شده است یا نه.

به عبارت دیگر، نمی‌توانیم بفهمیم که پول دیجیتال در یک لحظه دو بار خرج شده یا نه. نیاز به وجود مرجع مرکزی برای بررسی تراکنش‌ها اتفاقی بود که دیوید چام را به همکاری با بانک‌ها مجبور کرد.

این نیاز باعث شد دوباره به شرکت‌های کارت‌های اعتباری وابسته شویم و در نتیجه بدترین کابوس سایفرپانک‌ها مجدداً پدیدار شد:

از دست دادن حریم خصوصی و نیاز به اعتماد به شرکت‌ها، دولت‌ها و بانک‌هایی که توان تایید و، در صورت نیاز، برگرداندن تراکنش‌ها را دارند.


بیشتر بخوانید: تاثیر بیت کوین و بلاک چین در تغییر جهان پیرامون ما (2)

درباره نویسنده

kazem

xan
Student of pure mathematics
Interested in the technology of the day and cyberspace

نظر بدهید